سوره تماشا
دوستان عزیز لطفا این شعر زیبا از سهراب را با دقت بخوانید و سعی کنید مفهومش را دریابید آن وقت لذتش را دوچندان حس خواهید کرد.حال که مفهومش را یافتید از اول بخوانید و برترین لذت یعنی لذت معنوی را حس کنید
به تماشا سوگند،وبه آغاز كلام و به پرواز كبوتر از ذهن
واژه اي در قفس است.
حرف هايم ،مثل يك تكه چمن روشن بود.من به آنان گفتم:
آفتابي لب درگاه شماست كه اگر بگشاييد به رفتار شما ميتابد.
و به آنان گفتم:سنگ آرايش كوهستان نيست
همچناني كه فلز،زيوري نيست به اندام كلنگ.
در كف دست زمين گوهر ناپيدايي است
كه رسولان همه از تابش آن خيره شدند.
پي گوهر باشيد لحظه ها را به چراگاه رسالت ببريد.
و من آنان را،به صداي قدم پيك بشارت دادم
و به نزديكي روز،و به افزايش رنگ.
به طنين گل سرخ،پشت پرچين سخن هاي درشت.
وبه آنان گفتم:هر كه در حافظه چوب ببيند باغي
صورتش در وزش بيشه شور ابدي خواهد ماند.
هر كه با مرغ هوا دوست شود خوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود
آنكه نور از سر انگشت زمان برچيند ميگشايد گره پنجره ها را با آه.
زير بيدي بوديم.برگي از شاخه بالاي سرم چيدم،گفتم:
چشم را باز كنيد ،آيتي بهتر از اين ميخواهيد؟
ميشنيدم كه بهم مي گفتند:سحر مي داند،سحر!
سر هر كوه رسولي ديدند ابر انكار به دوش آوردند
باد را نازل كرديم تا كلاه از سرشان بردارد.
خانه هاشان پر داوودي بود،چشمشان را بستيم.
دستشان را نرسانيديم به سر شاخه هوش.
جيبشان را پر عادت كرديم.خوابشان را به صداي سفر آيينه ها آشفتيم.
