پارادوکس
انقلاب كلمه اي است كه اين روزها بيش از هر كلمه اي ميشنويم.يك نوع حس جنبش و هيجان در انسان پس از شنيدن كلمه انقلاب دست ميدهد. من و هم نسلانم در مورد انقلاب فقط شنيده ايم و آن را از نزديك حس نكرده ايم.وقتي در اين مورد مي انديشم كه جواناني هم سن و سال من 30 سال پيش نسبت به جامعه و سرنوشت خود اين قدر احساس مسئوليت ميكردند بر خود ميبالم كه من از نسل آنانم. پس از اين احساس غرور به وضعيت كنوني خود مي انديشم .من نوعي به عنوان جوان نسل سومي انقلاب چقدر با جوانان آن موقع فرق ميكنم.يكي از سخنرانان معروف در تلويزيون ميگفت كه جوانان كنوني ما بايد بدانند كه نسل ما چرا و به چه دليل وبا چه اهداف و اصولي با رژيم شاه مبارزه كرد و انقلاب را به وجود آورد. حال من از اين آقا يك سوال مهم دارم و آن اينست كه فرض ميكنيم كه جوان هم سن من با اين اصول و عقايد آشنا شدكه چرا پدران ما انقلاب كردند.بعد از فهم اين مسئله است كه من به پارادوكس ميرسم.از من جوان مي خواهند كه با علل و اصول انقلاب آشنا شوم ولي حق ندارم همانند پدرانم نسبت به مسائل روز اجتماعم بينديشم و اعتراض كنم.ميبينم كه فعاليت پدرانم در همين زمينه ها در زمان شاه مجاهدت و فداكاري ناميده ميشود كه الحق هم بايد ناميده شود ،ولي اگر من همانند پدرانم رفتار كنم و نسبت به مسائل اجتماعم حساس باشم دشمن اسلام و قرآن ناميده ميشوم.گويي دوران ظلم و بي عدالتي ،فقر،تبعيض و فساد و...با پيروزي انقلاب به كلي به سر آمد و مملكت چند روزه از يك مملكت پرازفساد و ظلم و بي عدالتي به گلستان پر از گل و بلبل تبديل شد.چرا و به چه دليل فعاليت سياسي پدران من يك آگاهي و شور انقلابي و اسلامي خوانده ميشد و ريزبيني مسائل كنوني توسط من عناد و دشمني خوانده ميشود.چرا انتقاد من نسبت به وضعيت كنوني كه نشان از دلسوزي و آشنايي به همان اصول است كه امام مطرح كرد مخالفت خوانده شده و ازچاپلوسي و تعريف بيجا كه در ظاهر دفاع از اسلام و انقلاب اما است ولي در باطن امر خيانت و دشمني با عقايد امام است حمايت ميشود.چرا در ذهن اغلب ما دو قطب بيشتر نداريم ،دشمن يا دوست.اگر تعريف و تمجيد دروغين كردي دوستي و وفادار و اگر انتقاد كردي و نسبت به ظلم و بي عدالتي و دورويي و تزوير از خود واكنش نشان دادي دشمن هستي.اين كه همان تز شاه است كه پدران من انقلاب كردند كه اين طرز تفكردو قطبي را از بين برند و صف دشمن را از منتقد جدا كنند.شاهد اين مدعا هم اينست كه دولت آقاي احمدي نژاد روزنامه كيهان را به عنوان منتقد شايسته خود انتخاب كرد!شايد مسئولين كنوني مملكت بيشتر علاقه دارندجواناني داشته باشيم (چون اكثريت كنوني)كه محدوده تفكر و علاقه و دغدغه شان يا در مورد مسائل جنسي باشد يا تعويض روز به روز گوشي!آيا من نوعي نسبت به كشورم دلسوزترم يها اويي كه اگر بيت المال را جلوي چشمانش ببرند خم هم به ابرو نمي آورد.فرهنگ انقلابي امام خميني(ره)وشيعه جواناني تربيت ميكند كه نسبت به هر ظلم و فقروبي عدالتي طغيان ميكند و نسبت به مسائل بي تفاوت نخواهد بود.ولي جالب است كه فقط به ما ميگويند با اين فرهنگ آشنا شو واگر هم خواستي نمودي برايش پيدا كني مسائل بين المللي را هدف قرار بده و حق استفاده از اين تز در مورد مسائل داخل كشور را نداري و آشناييت فقط به درد فهميدن حق بودن امام و باطل بودن شاه است و بس.خوب اينكه واضح است من ميخواهم از اين فرهنگ اكنون بهره ببرم ولي چون شما مخاطبش قرار ميگيريد اين تز از كار خواهد افتاد.من مطمئنم اگر امام اكنون زنده بود تاكيد بر حفظ دست آوردهاي انقلاب را در چشم و گوش بستن و تعريف بيجا نمي دانست که این خیانتی بزرگ به اهداف اوست.