تبليغاتX
نوشتن برای فراموش کردن است نه یادآوری
برای هم اندیشانم

وای از حس کردن درد بی دردی مردم توسط کسی چون حضرت علی(ع)

aks

زجر و درد بی دردی و بی تفاوتی مردم برای هر انسان نیمچه آگاهی زجرآور است.یک انسان به معنای واقعی کلمه.حال چه برسد به یک انسان رب النوعی از همه ابعاد شخصیتی چون حضرت علی (ع).درک حال مولایم برای چون منی خیلی عظیم تر از اندازه های شخصیتیم است ولی به اندازه جرعه ای از مزه دریای رنج های حضرت را می چشم.و شما را نمیدانم هر کس به اندازه ظرفیت روحی اش.

ترجمه خطبه 180

خدا خیرتان دهد،آیا شما را دینی نیست که شما را گرد آورد؟آیا غیرتی نیست که شما را برای جنگ با دشمن بسیج کند؟شگفت آور نیست که معاویه انسان های جفاکارپست را میخواند و آنها بدون انتظار کمک و بخششی از او پیروی میکنند!ومن شما را برای یاری حق میخوانم،در حالی که شما بازماندگان اسلام،و یادگار مسلمانان پیشین میباشید،با کمک و عطایا شما را دعوت میکنم ولی از اطراف من پراکنده میشوید،و به تفرقه و اختلاف روی میآورید،نه از دستورات من راضی می شوید،و نه شما را به خشم می آورد که بر ضد من اجتماع کنید(این دیگر نهایت زجر برای هر انسان آگاهی است)اکنون دوست داشتنی ترین چیزی که آرزو میکنم مرگ است.(1)کتاب خدا را به شما آموختم و راه و رسم استدلال را به شما آموزش دادم،و آنچه را که نمی شناختید به شما شناساندم،و دانشی را که به کامتان سازگار نبود جرعه جرعه به شما نوشاندم.ای کاش نابینا می دید و خفته بیدار میشد!سوگند به خدا چه نادان مردمی که رهبر آنان معاویه ،وآموزگارشان پسر نابغه(عمر و عاص)باشد!

1-وقتی عمر و عاص به مصر حمله کرد،محمد بن ابی بکر استاندار مصر توسط دو پیک،از امام یاری طلبید،آن حضرت اعلام عمومی کرد تا مردم در جزعه(بین حیره و کوفه)جمع شوند تا به کمک مصریان بشتابند،امام تا ظهر فردا در آن سرزمین منتظر ماند حتی صد نفر هم گرد نیامدند ناراحت به کوفه بازگشت و در جمع بزرگان این سخنرانی را ایراد کرد.

علی سلطانی نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386 توسط

 لينك مطلب