حدیث من و دل واحساس طغیانگرم که سال ها قبل از حیات من و دلم و احساسم از قلب و قلم دکتر ساری و جاری شده است.
ای خیال پرداز بزرگ ! ای که بر بال شعر می نشینی و در قلب زیبای مرغان کلمات از خود و زندگی خود و سرنوشت دشوار و سنگین خود و از زمین و دیوارها و کوهها و فاصله هایش دور میشوی ، هر شب اسرایی و هر شب معراجی! تا کجا؟
کجا ای رهنورد راه گم کرده بیــــــــــــا برگردکزین صحرا مگر راهی بشهر آرزویی هست؟
بیا برگرد آخر، ای غریق راه"
علی سلطانی نوشته شده در شنبه 18 اسفند1386 توسط
