اگر نیایش ها دل و روحتان را تکان داد ،بدانید این ها از قلم من بر نمی آمد،الهامات خودش بود بر دلم و از آن جا که ظرف وجودم طاقت عظمتشان را نداشت از سررشته قلمم جاری شد.
ای مولای من؛
فرزند حسینت به من یاد داد در شروع هر نجوایی با تو بر پیامبرت(ص) و آل طاهره اش درود فرستم.
ای منعم بی منت من؛
گر همه چیز را از من میگیری نعمت فهم را مگیر،که چون فهم نباشد، بنای اعتقاد با هر بادی فرو خواهد ریخت.
ای کریم من؛
اجازه مده تعریف و تحسین مردم ،مرا از آن که باید باشم،باز دارد.
ای ستار زشتی هایم؛
گر به سبب اندک پرهیز گاری و دین داری،خویش را لایق نام عظیم مؤمن دانستم،گناهانی که به سبب توفیق تو از خود راندم را به یادم آر،تا پرهیزم زیاد در نظرم جلوه نکند.
ای منتهای فضل و کرم؛
زیبایی را در نظرم این قدر پایین میاور که زیبایی تن را همه چیز دانم و زیبایی دل را هیچ.
ای رفیق بی رفیقان؛
مگذار این بنده ضعیف و خوارو ناتوانت حیله غرور و بزرگی را باور کند و خود را بزرگ تر از آن چیزی بیند،که هست.
ای پروردگار بی همتای من؛
اگر گویند یک چیز از تو خواهم،آن دور کردن من از وسوسه زشت و کثیف ریا خواهد بود،که ریا در خوبی از بدی،در دین از بی دینی و در زیبایی از زشت بودن بدتر و زشت تر است.مرا در هر امرو زشتی ای،به حال خود رها میکنی،وجدانم را در این عمل پلید و نکبت بار نظاره گر ریاضت نفسم در دوری اش قرار ده.
ای مهربان ترین مهربانان؛
مرا قانع به خوب بودن،از دید مردم مکن،که آنها تنها کسانی را که بد نیستند خوب میدانند.
ای محبوب بی کرانه ی من؛
به من معنای حقیقی و اصیل عشق را که این قدر حقیر و نازلش کرده اند،الهام کن تا هر علاقه ای را عشق و هر عشقی را دوست داشتن ندانم.
وای هنرمند بی بدیل هستی؛
مرا از سرگرم شدن به کاری که در نظر همگان مفهوم با شکوه هنر است،ولی اثری از نام تو در آن نیست بر حذر دار.