<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نوشتن برای فراموش کردن است نه یادآوری</title>
<link>http://tanhaeha.blogfa.com/</link>
<description>برای هم اندیشانم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 13 May 2008 20:33:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://tanhaeha.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 116px; HEIGHT: 99px&quot; height=99 alt=as hspace=0 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:GmumE81BNBhEIM:http://www.motalebe.ir/image.php%3Fimage_id%3D2580%26view%3Dthumbnail&quot; width=82 align=textTop border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc6633 size=3&gt;خاطرات رحیم رحیم پور (پدر حسن رحیم پور ازغدی) از دکتر شریعتی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#3300cc size=4&gt;خدا را شاهد می‌گیرم اگر علی موفق شده بود فرار كند و او را نكشته بودند، كتابهایی نوشته بود كه اسلام را تكان می‌داد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اولین آشنایی من با علی روز انتخابات وكلای مشهد سال 1328 بود. من اعلامیه كوچكی داده بودم كه مؤتلفة اسلامی فقط به دو شاگرد مكتب اسلام، شیخ محمود حلبی و استاد محمدتقی شریعتی رأی می‌دهند؛ ولی او به جای شیخ محمود برای «ثابت» رئیس كارخانه قند فعالیت می‌كرد. من كه از بازرسان بودم، به استاد شریعتی گزارش دادم و استاد به‌وسیلة من به علی پیام داد كه یا تو به خانه برو یا من می‌روم&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;او 15 ساله و عضو انجمنهای اسلامی دبیرستانها و رفیق مرحوم دكتر سامی بود و من 17 ساله و كوچك‌ترین عضو هیئت مؤسس مؤتلفه اسلامی بودم. بعد از این جریان با هم قهر كردیم و قهر بودیم&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;*** &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;نهضت مقاومت ملی سال 33، بعد از كودتای 28 مرداد كه همه گروههای سیاسی شكست‌خورده و منفعل شده بودند؛ نهضت مقاومت ملی تأسیس شد و مرا شیخ محمدتقی جعفری و آیت‌ا... حاج سید جوادی و آیت‌ا... شبستری به جمعیت دعوت كردند، ولی مطمئن هستم پشت پرده این دعوت یا استاد شریعتی یا احمد‌زاده و یا بازرگان بودند&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;من و علی، دوباره روبه‌رو شدیم، هنوز به خاطر ماجرای انتخابات، نیمه قهر بودیم؛ خوش و بش كردیم، او 21 ساله و من 23 ساله بودم ولی هر دو پیر سیاسی شناخته می‌شدیم&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعد از یكی دو جلسه حسابی رفیق شدیم. مدتی بعد هر دو اتفاق كردیم كه این نهضت چیزی بارش نیست؛ كه به آن دل ببندیم. علی از آن به بعد بیشتر به دانشجویان پرداخت و با مهندس بازرگان كه مشغول تأسیس انجمن اسلامی دانشجویان بود همكاری بیشتری داشت. تا اینكه در دستگیری گروهی اعضای نهضت، علی هم دستگیر شد&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;*** &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;علی بورسیه فرانسه قبول شده بود، استاد شریعتی خیلی نگران بود، مدتی بعد با خوشحالی به من گفت، علی عجیب رو به كتب دین آورده و از من خواسته تعداد زیادی كتاب برایش بفرستم&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;*** &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;كانون نشر حقایق دینی بیشتر اوقات بسته یا نیمه تعطیل بود. رفقای كانون و استاد شریعتی و دیگران، به طور پراكنده هم را می‌دیدیم. شب قرار شد رفقا بیایند خانه ما و وقتی هم می‌آمدند، سور الزامی و اجباری بود. من عصر آن روز مغازه یكی از رفقا بودم، علی با كسی كه آنجا بود، تلفنی صحبت می‌كرد&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;گوشی را گرفتم، گفتم: علی رفقا امشب خانه ما هستند، تو هم بیا، گفت: امشب نمی‌توانم، یك دختر و پسر دانشجو، عقد كرده‌اند، خیلی هم فقیرند، می‌خواهم امشب ببرمشان و یك چلوكباب بدهم و راهی‌شان كنم به حجله، ولی هر جور باشد سر شب خودم را می‌رسانم&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;استاد شریعتی، قدسی، امیرپور و سررشته‌دار آمده بودند، بعد از نماز علی آمد، بقیه گفتند: این از كجا فهمیده؟ گفتم: این سوری است، خودش می‌فهمد&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;***  &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;برای مشاهده کامل بر ادامه مطلب کلیک کنید&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 May 2008 20:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanhaeha&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>tanhaeha</dc:creator>
<guid>http://tanhaeha.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://tanhaeha.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc3300 size=6&gt;&lt;STRONG&gt;زنده بودن ؟!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعد از حضور در نمایشگاه تهران، شبستان،راهروی 21 ،غرفه 9 به زنده بودن دکتر و مرده بودن امثال خودم پی بردم.مگر زنده بودن جز این است که اندیشه و افکار و روح تو در بین مردمان زنده باشد، حال میخواهد تن باشد یا نباشد. حقیقت کسانی زنده میماند که واقعیت وجودی و تنشان تمام وجه شخصیتی آنها نباشد،برخلاف خیلی از ماها که حقیقت وجودی مان را نشانگر ترازو به زیبایی و در نهایت دقت نشان میدهد!! و باز هم دلم گرفت که شخصیت برجسته ای مثل دکتر شریعتی در طول هفته بزرگداشت استاد مطهری و در طی برنامه های تلویزیونی و ... باز هم باید له شود تا کسانی بزرگ شوند. و منتظر میمانم تا ۲۹ خرداد شود ،تا باز هم به مظلومیت او بیشتر پی ببرم. استاد مطهری نیزعلی رغم اختلافات فکری خود با دکتر شریعتی از او به نیکی یاد میکرد و دکتر نیز به هیچ وجه دیده نشده بود که توهینی به شخصیت استاد بکند، به نوعی که یکی از مریدان مطهری نیز بود. ولی گویی بعضی ها از غلو و بزرگ نشان دادن این قضیه بدشان نمی آید، ولی اگر به غرفه دکتر شریعتی که همسرشان نیز در آن جا حضور دارند سری بزنید خواهید دید که به قول دکتر: پلیدان هرگز پاکدامنی را نمیتوانند آلود، هر چند سنگ ها را بسته و سگ ها را رها کرده باشند. در ضمن به دوستانی که به نمایشگاه مراجعه میکنند خیلی قوی و مصرانه توصیه میکنم کتاب خود آگاهی و استحمار دکتر را بخرند، از آن دسته کتاب های کم حجمی است که عمق معانی اش به اندازه هزاران صفحه است. مطمئن باشید از خریدن این کتاب ارزشمند که ارزش ما دی اش (1000 تومان) بسیار بسیار نازل تر از ارزش معنوی اش هست پشیمان نخواهید شد. اگر هم نمیتوانید در نمایشگاه حضور پیدا کنید قول میدهم قطعاتی از این کتاب ارزشمند را که به توصیه خود خانم شریعت رضوی در غرفه بنیاد دکتر خریدم را برایتان در وبلاگ قرار دهم.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 May 2008 08:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanhaeha&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>tanhaeha</dc:creator>
<guid>http://tanhaeha.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باران عشق</title>
<link>http://tanhaeha.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 200px; HEIGHT: 245px&quot; height=724 alt=aaa hspace=0 src=&quot;http://www.foto.ir/Photos/Gallery/44315.JPG&quot; width=498 align=textTop border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#3333ff size=5&gt;باران عشق&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=6&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;در سرزمین دلم، ابرهایی که از کران معرفت و آگاهی می آیند باران عشق می بارند و همین باران عشق  جویبارهای اشک را جاری می سازد. طراوت این باران است که نسیم فرح بخش رهایی از همه تعلقات را می نوازد. در دشت سبز دیدار است که در طلب باران عشق، نماز باران با زبان دل خوانده میشود و چه روح نواز و طلاییست نور آفتاب پس از این باران،انوارش با تک تک سلول های دشت گفتگو میکند. در دشت دل، جویبار های اشک همگی به دریاچه ای میریزند که آبش به خنکی وطراوت آب باران صبح گاهی ماند در اردیبهشت، و آبی آبش به منزله ی آسمان فیروزه ای است که پس از ریزش باران بهاری طراوت بخش دل های تنهاست. چه با شکوه است تماشای غروب خورشید در ساحل دریاچه اشک، دریاچه ای که آبش حاصل عشق است و زیباییش نتیجه درد و تنهایی. کوه های خشک و بی جان دشت وجودم را باران عشق چنان حیات و سبزی بخشیده که زیباییش احساس هر بیننده ای را شعله ورمیسازد و سبزی اش پیکر هر دلی را خواهد لرزاند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;باران عشق و آفتاب زیبایی و خاک پاک میرویاند سبزه هایی را در دلم که صحرای بی برگ و بار را به دشت سبزرنگ مخملین تبدیل میکند. فرمانروای این سرزمین کسی جز علی نیست، یعنی کسی جز علی را نمیتوانستم به حکمرانی انتخاب کنم. هر آن چه خرمی و سرسبزی است از برکت وجود اوست. اوست که میتواند هوش را از وجود برباید، دل را فریفته و مجذوب کند، عقل را متحیر کند، ایمان را مستحکم کند، امید را زنده کند و مستی را توجیه کند و درد را معنی کند، مرد را تعریف کند،شجاعت و خدا را بشناسد و قدرت و ثروت را خجالت زده کند، نفس را بیچاره خود کند و شیطان را درمانده کند و انسان را متعالی و انسانیت را تعریف کند و در آخر کار ما را سخت کند. و اما صاحب اصلی دلم، صاحب اصلی همان همه بود و همه جود و همه چیز است. همان خدای محمد(ص)، همان ماوای دل علی،دلگرمی فاطمه، میزبان درد حسن و میهمان عشق حسین، مخاطب دلدادگی های ماورائی سجاد و نوید بخش فرمانروایی حکوت مهدی(عج)&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=6&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 May 2008 07:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanhaeha&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>tanhaeha</dc:creator>
<guid>http://tanhaeha.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق و دوست داشتن</title>
<link>http://tanhaeha.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=6&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;چه قدر این دعای دکتر شریعتی باشکوه است.خدایا به هر که دوست میداری بیاموز عشق از زندگی کردن بهتر است،و به هر که دوست تر میداری، بچشان که: دوست داشتن از عشق برتر.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;عشق هر چند زیبا و پر شور،رگه هایی از خودخواهی را در خود نمیتواند پنهان کند، عاشق هر چقدر هم احساس و علاقه اش را معطوف معشوق کند باز خویش و علایق خویش نیز درعشق ورزیدن به معشوق دخالت دارد.اما دوست داشتن، گویی خودخواهی در این وادی رنگ می بازد،اخلاص مطلق در خرج کردن احساس و عواطف لطیف درونیست که معنا میگیرد. در اینجا دوستدار نیست که به اختیار خود عشق می ورزد،معشوق است که نمیتوان بدو از سرمایه احساس نصیبی نرساند، اوست که بی اختیار عواطف و احساس های باشکوه را سبب میشود.چنین حالاتی عمیقی را تنها در وجودهای با عظمت میتوان دید. دوست داشتنی که همچون خورشید،زیبایی و نور میپراکند و در برابرش نور کم سوی عشق است که خودنمایی میکند. مسافر عشق در ایستگاه وصال از حرکت باز می ایستد، اما چه بگویم از مسافر دوست داشتن ناشی از ایمان.مگر میتوان ایستگاهی برایش متصور شد، تا زمانی که زیبایی ها هستند او نیز از حرکت باز نمی ایستد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#993333 size=3&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;(فقط دعا از دکتر شریعتی است.نوشته از خودم است.)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 May 2008 20:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanhaeha&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>tanhaeha</dc:creator>
<guid>http://tanhaeha.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نیایش</title>
<link>http://tanhaeha.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 186px; HEIGHT: 216px&quot; height=216 alt=as hspace=0 src=&quot;http://www.acclaimimages.com/_gallery/_SM/0015-0409-0712-3036_SM.jpg&quot; width=225 align=textTop border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=7&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#006666 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;اگر نیایش ها دل و روحتان را تکان داد ،بدانید این ها از قلم من بر نمی آمد،الهامات خودش بود بر دلم  و از آن جا که ظرف وجودم طاقت عظمتشان را نداشت از سررشته قلمم جاری شد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#ff9933 size=4&gt;&lt;FONT size=7&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ای مولای من؛&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=4&gt;فرزند حسینت به من یاد داد در شروع هر نجوایی با تو بر پیامبرت(ص) و آل طاهره اش درود فرستم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff9933 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ای منعم بی منت من؛&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;گر همه چیز را از من میگیری نعمت فهم را مگیر،که چون فهم نباشد، بنای  اعتقاد با هر بادی فرو خواهد ریخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff9933 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ای کریم من؛&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;اجازه مده تعریف و تحسین مردم ،مرا از آن که باید باشم،باز دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff9900 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ای ستار زشتی هایم؛&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;گر به سبب اندک پرهیز گاری و دین داری،خویش را لایق نام عظیم مؤمن دانستم،گناهانی که به سبب توفیق تو از خود راندم را به یادم آر،تا پرهیزم زیاد در نظرم جلوه نکند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff9933 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ای منتهای فضل و کرم؛&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;زیبایی را در نظرم این قدر پایین میاور که زیبایی تن را همه چیز دانم و زیبایی دل را هیچ.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff9933 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ای رفیق بی رفیقان؛&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;مگذار این بنده ضعیف و خوارو ناتوانت حیله غرور و بزرگی را باور کند و خود را بزرگ تر از آن چیزی بیند،که هست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff9933 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ای پروردگار بی همتای من؛&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;اگر گویند یک چیز از تو خواهم،آن دور کردن من از وسوسه زشت و کثیف ریا خواهد بود،که ریا در خوبی از بدی،در دین از بی دینی و در زیبایی از زشت بودن بدتر و زشت تر است.مرا در هر امرو زشتی ای،به حال خود رها میکنی،وجدانم را در این عمل پلید و نکبت بار نظاره گر ریاضت نفسم در دوری اش قرار ده.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff9933 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ای مهربان ترین مهربانان؛&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;مرا قانع به خوب بودن،از دید مردم مکن،که آنها تنها کسانی را که بد نیستند خوب میدانند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff9933 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ای محبوب بی کرانه ی من؛&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;به من معنای حقیقی و اصیل عشق را که این قدر حقیر و نازلش کرده اند،الهام کن تا هر علاقه ای را عشق و هر عشقی را دوست داشتن ندانم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff9933 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;وای هنرمند بی بدیل هستی؛&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;مرا از سرگرم شدن به کاری که در نظر همگان مفهوم با شکوه هنر است،ولی اثری از نام تو در آن نیست بر حذر دار.&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 10:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanhaeha&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>tanhaeha</dc:creator>
<guid>http://tanhaeha.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نیایش </title>
<link>http://tanhaeha.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 242px; HEIGHT: 254px&quot; height=210 alt=sa hspace=0 src=&quot;http://www.tebyan.com/image/big/1386/03/1021235322417539677815162208227151147252209.jpg&quot; width=249 align=textTop border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000 size=5&gt;زمزمه هایم با او...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;خداوندا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;،بر نسل طاهره و درخشان محمد(ص) و آلش درود بی پایان فرست   &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;ای پروردگار من،&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; ظرف وجودم را آن چنان عظیم کن که لیاقت میزبانی از دردهای انسانی را داشته باشد و آن چنان بر وسعتش بیفزای که درد و غصه های نازل و پست و حیوانی آزارش ندهد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#00cc66&gt;&lt;STRONG&gt;ای محبوب من،&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;چنان&lt;/FONT&gt; درد هایی بر وجودم مستولی کن که نه اینکه تو را به درمانی برگزینم،گونه ای که مرهمی جز تو و یادت نداشته باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;ای انیس و یاور دل تنهای من،&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بینش&lt;/FONT&gt; و عقیده ام را به ایمانم چنان کن که آن را به بهای اندک نان نفروشم و نیازم را چنان پاسخ گوی که دیگر ساحت عظیم ایمانم لکه دار نشود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;ای معشوق من،&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به&lt;/FONT&gt; مردم چنان فهمی عطا کن که کردار مسلمانان را به منزله دین و ایمان ننگرند وگر نقصی دیدند آن را به پای اسلام نگذارند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;ای مهربان بی همتای&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;من&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;،به من بیاموز که به مذهبم ایمان داشته باشم نه فقط عشق،که عشق را میتوان خرید ولی ایمان فروشی نیست،دل ایمان از عشق لبریز است ولی در هر عشقی ایمان نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;ای&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;دوستدار&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;من&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;،صحرای وجودم را از لوث وجود خس و خاشاک هوس محو کن و سلاح ایمان و عقیده و فهم به من اعطا کن که جز با این سه نمیتوان از این سخت راهها گذشت و همچنان پر امید باقی ماند و بین عشق و هوس فرق قائل شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;ای عظیم تر از خیال&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;من&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;،آن علتی که سبب شد تنها شوم،و آن تنهایی که سبب شد چشمان کم سو و پاهای نحیفم ره منزل تو را گیرند و آن حالتی که سبب شد دنیا را کوچک تر از آن بینم که برایش محزون شوم را تا میعاد دیدارت برایم حفظ کن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;ای معشوق روح با عظمت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#cc3300&gt;&lt;STRONG&gt;علی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;،همان قدر که انگشتانم را به قله رشد لمس میدهی،پاهایم را به خاک تواضع و فروتنی آشنا کن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;و ای مخاطب نیایش هایم،&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; گونه ای به من عظمت ببخش که در نگاه دیگران ، عظمت روحم مشخصه من باشد نه زیبایی های تنم.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Apr 2008 22:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanhaeha&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>tanhaeha</dc:creator>
<guid>http://tanhaeha.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایمان و عشق</title>
<link>http://tanhaeha.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;این متن آن قدر حرف برای گفتن دارد که ننوشتن را به نوشتنش ترجیح میدهم و تفکر را به خودتان وا میگذارم فقط با قضاوت های سطحی نسنجیدش.دو سه بار بخوانید و کمی تفکر را چاشنی کنید آن وقت دور از احساس به آن فکر کنید و نظر دهید.خیلی وقت است که میخواستم وقت بشود و این نوشته عمیق و پرنکته را تقدیم شما کنم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=5&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#339900&gt;ایمان&lt;/FONT&gt; و &lt;FONT color=#ff3366&gt;عشق&lt;/FONT&gt;«گفتگوهای تنهایی دکتر شریعتی»&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=6&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود.ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب!عشق بی ایمان های و هویی است برای هیچ و عطشی است به سوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است که آن را نمیشناسی مگر به آن برسی و چون به آن برسی و چون به آن رسیدی همچون سایه ای موحوم محو می گردد و جز خاکستر یاس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند.عشق بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیست و چون هست شد نیست میگردد.این عشق با وصال پایان میگیرد و آن عشق با وصال آغاز.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;ایمان بی عشق همچون محفوظاتی است که در انبار حافظه محبوس است و علمی جامد و مرده است و با روح در نمی آمیزد و این است که عالمی پدید می آید جاهل و میبینیم که چه بسیارند و چه زشت،و ایمان بی عشق نیز زندانی است پر از زنجیر و غل و بند که روح را می میراند و دل را ویرانه می سازد و زندگی کلمه ای بی معنی میگردد و انسان لفظی مهمل و آثارش عبارت است از ریش و تسبیح و مهر نماز و انگشتر عقیق و طهارت دقیق و&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;وعشق بی ایمان،آثارش عبارت است از زیر ابرو برداشتن و قروغمزه استعمال کردن و رنگ های مختلفه به خود مالیدن و پشت چشم نازک کردن و اخم های مکش مرگ مادر مواقع خاصی حواله کردن و غیره که همه متوجه اسافل اعضا است و بس که قلمرو این عشق از این مرز نمی گذرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;و اما ایمان پس از عشق!چه بگویم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;همین ایمان بی عشق که موهوماتی زشت و بی روح و منجمد است و همین عشق بی ایمان که جوش و خروش و شر و شور های فصلی از زندگی اشت که با پیری یا ازدواج یا کم غذایی یا قرض یا پست اداری یا یک نامزد پولدار دیگری که پدری دارد حاجی و پا به مرگ منتفی میشود و چه میگوییم؟حتی در اوج طغیانش اگر توی خیابان زهرابت گرفت و ناراحتت کرد آن را فراموش میکنی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Apr 2008 22:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanhaeha&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>tanhaeha</dc:creator>
<guid>http://tanhaeha.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://tanhaeha.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6633 size=5&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 342px; HEIGHT: 225px&quot; height=310 alt=as hspace=0 src=&quot;http://www.cinemaema.com/parameters/cinemaema/images/news/41178845602big.jpg&quot; width=258 align=textTop border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6633 size=5&gt;آغوش همیشه باز او&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گویی خداوند به همه ی این زمینیان سپرده است که امیدم را ناامید وخواست هایم را بی پاسخ گذارند،حرف ها و غمهایم را نفهمند،لذت ها و شادی هایم را مبهم بدانند و با زبان بی زبانی نشانی او را به من بدهند.راهی را برایم باقی نگذارند جز راه خودش،مگر میتوان راه بقیه را یک راه و راه او را هم یک راه نامید،اشتباه است که برای هر دو لفظ راه را بهره بریم.پوچ های دیگران کجا و راه بی منتهای او کجا. درهای زمینی برای همگان رایگان باز میشود و دست رد بر سینه شان نمیگذارد و آن ها را از امتحان درها و راه های دیگر فارغ میکند.اما فراغت برای من کلمه ای بی مفهوم و بی معنیست.درها نوبت به من که میرسد یکسره بسته میشود و من هم چه حضی میبرم وقتی که میبینم خواسته ها و درد های من آن قدر عظیم است که ظرف محدود وجود آنان را یارای پاسخ به من نیست.پاسخ دردها و خواست های من را فقط میتوان در عرش جست و جو کرد.در بارگاه ملکوت اوست که هیچ گاه به رویم بسته نمیشود و آن قدر بدون مرز است که ذهن کوچک من را توان خیال آن،چه برسد به درکش،نیست.واقعا چه با شکوه و زیباست که نیازها و دردمند یهای تو را فقط او بتواند پاسخ گو و اجابت کننده باشد.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Apr 2008 21:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanhaeha&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>tanhaeha</dc:creator>
<guid>http://tanhaeha.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فطرت انسانی بیدار</title>
<link>http://tanhaeha.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=6&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#3300cc size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 201px; HEIGHT: 211px&quot; height=486 alt=SAS hspace=0 src=&quot;http://www.mardecortesbaja.com/charles_chaplin_4-2.jpg&quot; width=276 align=textTop border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#3300cc size=3&gt;&lt;STRONG&gt;این سخن را نه یک مسلمان بلکه یک هنرمند سینمای غیر مسلمان که فقط بر اساس فطرت انسانی اش سخن گفته ،بیان کرده است. فطرت همه انسان هاست که نظرات و آرا آنها را به هم نزدیک میکند.الیته (انسان) نه هر آدمیزادی.پس برای درک درستی هرعمل فطرت انسانی است که پاسخ همه پرسش ها را میدهد و ما به روشنی با مراجعه به خود خداییمان میتوانیم به هدف دار بودن و درستی دستورات دینمان پی ببریم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;چارلی چاپلین&lt;/FONT&gt; در نامه ای در اواخر عمر خطاب به دخترش مینویسد:«&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اما هیچ کس و هیچ چیز دیگر در این دنیا نیست که شایسته آن باشد که دختری ، ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند.&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;برهنگی بیماری عصر ماست.من پیرمردم و شاید حرف های خنده آور بزنم&lt;FONT color=#ff6600&gt;&lt;STRONG&gt;.اما به گمان من تن عریان تو باید از آن کسی باشد که روح عریانش را دوست میداری.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد،مال دوران پوشیدگی.ترس این ده سال تو را پیر نخواهد کرد.به هر حال امیدوارم تو آخرین کسی باشی که تبعه جزیره لختی ها شوی.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;واین است معرفت به زشتی و پوچی فرهنگ زشت برهنگی.حال قضاوت با فطرت انسانی و نه دینی شما!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Apr 2008 22:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanhaeha&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>tanhaeha</dc:creator>
<guid>http://tanhaeha.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق و هوس</title>
<link>http://tanhaeha.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=5&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6633&gt;فرق عشق و هوس&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; 
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;گر دوست داشتن و عشق را در تن خلاصه &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;کنیم،گوهر عشقمان را با &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;آب زود گذر غریزه آلوده &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;خواهیم کرد و آن هنگام است که برای &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;خودمان نیز &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;سخت است که علت دوست داشتنمان را &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;بدانیم«روح یا &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;تن؟»وتفاوت عشق و هوس را درک &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;کنیم و از پایداری احساسمان &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;اطمینان حاصل کنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Apr 2008 08:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanhaeha&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>tanhaeha</dc:creator>
<guid>http://tanhaeha.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
